مرکز تحقیقات فرش ماشینی دانشگاه آزاد اسلامی کاشان

اخبار کلوب

فرش ماشینی ایران

فرش ماشینی یک کفپوش نساجی سه بعدی می باشد؛که از سه دسته نخ تار، پود و خاب تشکیل میشود. نخستین هدف از صنعتی کردن بافندگی فرش ماشینی، تولید فرشهایی شبیه فرش دستباف با هزینه کمتر و یا به عبارت دیگر، گسترش بازار فرش از قصرها و کاخهای سلطنتی به داخل خانههای مردم به ویژه قشر متوسط و حتی فقیر جامعه بود. کفپوشهای نساجی دسته مهمی از منسوجات تولیدی در جهان و ایران هستند که طیف وسیعی از منسوجات اعم از فرش دستباف گرفته تا گلیم، جاجیم، فرش ماشینی و موکتها را شامل میشوند.

به طور کلی به کفپوشی که سطح آن از مواد نساجی تشکیل شده باشد، کفپوش نساجی گفته میشود. باگسترش جوامع اجتماعی و افزایش تقاضا، نیاز بشر به انواع کفپوشها روز به روز افزایش یافته است به طوریکه امروزه دیگر استفاده از کفپوشهای سنتی و غیرماشینی جوابگوی تقاضای بازار نیست و استفاده از کفپوشهای ماشینی نظیر انواع موکت، فرش ماشینی، گلیم فرش و… به سرعت در حال افزایش میباشد.

از مجموع 207 میلیون متر مربع ظرفیت اسمی واحدهای فعال تولید کننده موکت، 120.7 میلیون متر مربع انواع موکت نمدی و ظرفیت اسمی 86 میلیون متر مربع برای موکت تافتینگ در کشور وجود دارد. طبق محاسبات کمیته پایش انجمن صنایع نساجی ایران ظرفیت تولید عملی انواع موکت در کشور 2 برابر ظرفیت تولید اسمی آنها بوده که در صورت تقاضا قابلیت عرضه به بازار را داشته و علاوه بر تأمین کل نیاز کشور، در صورت تأمین کافی مواد اولیه و رفع موانع صادراتی امکان صادرات این محصولات به سایر نقاط جهان نیز وجود دارد.

تاریخچه صنعت فرش ماشینی در اروپا

زادگاه و خاستگاه فرش دستباف کشورهای شرقی به ویژه ایران بوده است. در این کشورها در طی بیش از 2000 سال، تلاش چندانی برای یافتن روشهای جدید تولید قالی و یا ماشینی کردن آن صورت نگرفته است. قالی دستباف تقریبا با همان روش ابتدایی خود تولید شد و حتی در حال حاضر نیز تقریبا به همان سبک بافته میشود. البته این به آن معنا نیست که در قالیهای دستباف نوآوری وجود نداشته است. برعکس، در کشورهایی مانند ایران بر جنبههای هنری و نوآوری طرح و نقشه تأکید زیادی شده است.

تأثیر دادن عقاید فرهنگی و مذهبی در قالیهای ایرانی، مخصوصا بافتههای پس از اسلام نشان از نوعی بالندگی در فرش دستباف ایران است. همچنین در زمینههای کالبدی چون فیزیک و مواد اولیه قالی دستباف، نوآوریهایی در طول تاریخ به چشم میخورد، لیکن روش تولید فرش به جز در برخی اصلاحات اندک، تقریبا دست نخورده باقی مانده است. در مقابل در اروپا و به ویژه در کشورهای فرانسه و انگلستان تلاشهای فراوانی برای ابداع روشهای جدید تولید فرش دستباف و افزایش سرعت تولید انجام شد، که نتیجه این تلاشها منجر به پیدایش ماشین آلات و روشهای پیشرفته صنعتی برای تولید فرش ماشینی طی 200 سال گذشته شده است.

با وقوع انقلاب صنعتی و پیدایش نیروی بخار در سال 1975، اولین صنعتی که از نیروی بخار به عنوان نیروی محرکه استفاده کرد، صنعت نساجی بود و اولین موتورهای اختراعی در کارخانه ریسندگی پنبهای در بریتانیا نصب شد. با موفقیت آمیز بودن عملکرد موتورهای بخار در صنعت نساجی، به تدریج سایر صنایع نیز استفاده از این موتورها را آغاز نمودند. 53 سال پس از آن، یک ماشین بافندگی فرش دارای نیروی بخار ساخته شده دستگاههای اولیه بافندگی فرش ماشینی که از نیروی بخار استفاده میکردند، ابتدا در آمریکا ساخته شدند. هر چند این ماشین آلات اولین بار به طور وسیع در صنعت فرش بافی بریتانیا به کار برده شد

تاریخچه فرش ماشینی در ایران

سابقه 50 ساله صنعت فرش ماشینی ایران در مقایسه با پیشینه صنعت نساجی کشور، نشان میدهد که این صنعت جوان بوده و عمر طولانی در ایران ندارد. اولین زمزمههای تولید فرش ماشینی در ایران، در دهه 40 هجری شمسی مطرح شد. طرح راه اندازی این صنعت در کشور، به یکی از مناقشه برانگیزترین بحثهای تاریخ صنعت ایران بدل شد. در آن برهه زمانی، نظرات عموم کارشناسان مبتنی بر این تفکر بود که باید به شدت با ماشینی شدن تولید فرش در ایران، که نتیجه ای جز نابودی هنر-صنعت فرش دستباف کشور نخواهد داشت، مخالفت کرد.

اشتغال تعداد زیادی از نیروی کار در این هنر- صنعت، در آمد صادراتی قابل توجه و شهرت جهانی فرش دستباف ایران، از جمله مواردی بود که سبب شد تا از سرمایه گذاری در صنعت فرش ماشینی ایران جلوگیری شود. این اختلاف نظر تا آنجا شدت یافت که در مکاتبات وزرای اقتصاد و کار با نخست وزیر وقت نیز به آن پرداخته شد و حتی برای حل اختلاف نظرها، پای دربار نیز به این ماجرا باز شد. نتیجه فشارهای سنگین داخلی و مناقشات اداری تصویب قانونی در مقطعی از زمان شد که بر اساس آن در صورت کشف کارخانه قالیبافی ماشینی، کلیه ماشین آلات و تجهیزات مربوطه، توقیف، معدوم و متخلف به جریمه نقدی یا حبس محکوم خواهد شد.

همچنین به موجب این قانون، مجازاتهایی برای سفارش دهندگان، خریداران و توزیع کنندگان در نظر گرفته شده بود. بنابراین، به نظر میرسد مهمترین علت عدم تولید فرش ماشینی در ایران، ممنوعیت تولید صنعتی این کالا به دلیل حمایت از فرش دستباف بوده است. اما پس از گذشت چند سال شرایط به گونه دیگری رقم خورد.

پیش از انقلاب

تقریبا از سال 1351؛ شرکت مخمل و ابریشم کاشان با وارد کردن 6 دستگاه ماشین بافندگی به تولید نوعی فرش ماشینی اقدام کرد. در همین سال گروه صنعتی بهشهر نیز برای تولید 10 میلیون متر مربع فرش ماشینی با کشور بلژیک قرارداد امضا و موفق به اخذ مجوز تولید این محصول در ایران شد.

در سال 1352، شرکت صنایع کاشان تولید انبوه فرش ماشینی با نام تجاری « فرش راوند» را آغاز کرد فرشهای ماشینی این کارخانه، از نوع 350 شانه با تراکم طولی 900 بود. این فرش، از نظر تعداد گره، مشابه فرش دستباف 28 رج کاشان بود که به طور عمده در آن زمان در کاشان بافته میشد و فرشی با تراکم متوسط به حساب میآمد.

در سال 1354، همزمان دو واحد تولیدی فرش ماشینی به نامهای « فرش پارس » و « فرش گیلان » با واردات ماشین آلات از آلمان شرقی در شهر صنعتی قزوین و رشت آغاز به کار کردند. تا قبل از انقلاب اسلامی ایران، در مجموع 14 واحد تولید فرش ماشینی به نامهای مختلف در استانهای گیلان، مازندران، البرز، اصفهان، فارس، یزد، خراسان رضوی در ایران تاسیس شدند. پس از انقلاب، 8 واحد از این مجموعه جزو صنایع ملی شد و 6 واحد، خصوصی باقی ماند.

به دلیل قیمت مناسب فرشهای ماشینی تولید شده در 10 سال اول آغاز فعالیت این صنعت در ایران و اشتیاق داخلی برای خرید این کالا در آن زمان، تمامی تولیدات در داخل به فروش میرفت و هیچ صادراتی در این زمینه وجود نداشت. عطش بازار مصرف داخل آن چنان زیاد بود که در مقاطعی از تاریخ مانند اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 هجری شمسی، حوالههای پیش فروش فرش ماشینی بین عامه مردم به ویژه کسانی که در صدد تهیه جهیزیه بودند و توان خرید فرش دستباف نداشتند، دست به دست و یا خرید و فروش میشد.

پس از انقلاب

پس از انقلاب، وزارت صنایع با تصور این که از فرش دستباف حمایت میکند، اجازه تأسیس واحدهای جدید تولید فرش ماشینی را صادر نکرد و تنها دو واحد یعنی « نخستین کردستان» و « فرش دلیجان » موفق به اخذ مجوز تأسیس و تولید شدند. پس از پایان جنگ یعنی اواخر دهه 60 هجری شمسی، وزارت صنایع وقت با چرخشی آشکار، سیاست صدور نسبتا آسان مجوز واحدهای تولید فرش ماشینی را در پی گرفت. این آغازی بر رشد قارچ گونه شرکتهای کوچک تولید فرش ماشینی در شهرهایی مانند کاشان، آران وبیدگل، اصفهان، مشهد، یزد، دلیجان و… شد. سهولت در اعطای مجوز تأسیس، شرایط اقتصادی پس از جنگ، نرخ بالای رشد جمعیت کشور و به تبع آن وجود نیروی انسانی جوان و فعال، تکنولوژی پایین ماشین آلات خط تولید و امکان بومی سازی آنها و نهایتا بازار فروش بسیار عالی، جملگی باعث رشد شتابان این کارخانجات نوپای فرش ماشینی در دهه 70 شمسی شد.

فروش بالای کارخانجات فرش ماشینی در آن بازه زمانی با سودهای کلان و باورنکردنی همراه بود. گواه این مطلب آن که در نیمه اول دهه 70 شمسی نرخ بازدهی سرمایه کل در بسیاری از همین کارخانجات فرش ماشینی کمتر از یکسال (حدود 10 ماه) بود، که تصور چنین نرخی تقریبا در هیچ صنعتی در ایران و حتی جهان ممکن نبود. همین جاذبه بالا، باعث شد تا تعداد جوازهای تأسیس کارخانه فرش ماشینی صادره در دهه 70 هجری شمسی به بیش از صدها مورد برسد. در نیمه دوم همین دهه بود که صادرات غیررسمی و سپس رسمی به کشورهای همسایه از جمله افغانستان، پاکستان و عراق آغاز شد. عمده فرشهای صادراتی به این سه کشور، فرشهای ارزان قیمت مناسب بازارهای داخلی آنها مانند فرشهای 350 شانه و یا 440 شانه مخلوط اکریلیک و پلی پروپیلن بود.

با افزایش تعداد کارخانجات فرش ماشینی در دو شهرستان کاشان و آران وبیدگل این منطقه به قطب تولید فرش ماشینی ایران تبدیل شد. تعداد کارخانجات در شهرکهای صنعتی این دو شهر به حدود 850 واحد تولیدی و در مقطعی از زمان تعداد ماشینهای بافندگی فرش در حال کار، به 1300 ماشین رسید. البته با ورود ماشین آلات جدید و ارتقای سطح تکنولوژی، بسیاری از کارخانجات کوچک قدرت رقابت خود را از دست داده و از گردونه تولید خارج شدند.

در همان سالها، تعداد کارخانجات فرش ماشینی در شهرهای دیگر نیز رو به افزایش بود لیکن شیب بسیار کندتری نسبت به منطقه کاشان و آران و بیدگل داشت. تفاوت عمده راه اندازی کارخانجات فرش ماشینی در کاشان با استانهای دیگر در حجم کوچک سرمایه گذاری، تعداد ماشینهای بافندگی هر کارخانه، تکنولوژی ماشین آلات و در نتیجه ظرفیت تولید آنها بود. در حالی که در شهرهایی مانند مشهد، یزد و اصفهان ظرفیت تولید هر کارخانه معادل تولید چند کارخانه در کاشان بود. نمونهای شرکتهای بزرگ مستقر در سراسر کشور به جز منطقه کاشان و آران و بیدگل عبارتند از: گروه فرش مشهد در استان خراسان رضوی، گروه ستاره کویر یزد در استان یزد، فرش ساوین در استان تهران، شرکت قالی سلیمان در استان اصفهان.

به طور کلی، استان اصفهان با حدود 75 درصد ظرفیت تولید فرش ماشینی کشور، رتبه نخست و پس از آن استانهای یزد، خراسان رضوی، مرکزی، تهران، آذربایجان غربی، مازندران و … قرار داشتند. با گذشت زمان، ارتقای تکنولوژیکی ماشین آلات و تخصصیتر شدن تولید، به مرور از تعداد کارخانجات در سایر استانها کاسته شد. در نقطه مقابل؛ با توسعه زیرساختهای مورد نیاز این صنعت، افزایش حجم سرمایه گذاریها و ورود مدرنترین ماشینهای بافندگی و ریسندگی روز دنیا به منطقه کاشان و آران و بیدگل، رونق صنعت فرش ماشینی این منطقه، روز به روز افزایش یافت تا آنجا که امروزه به یکی از قطب های مهم تولید فرش ماشینی جهان تبدیل شده است.

در اوایل دهه 80 هجری شمسی، با ورود ماشینهای بافندگی راپیری دست دوم از کشورهای خارجی (به ویژه ترکیه به ایران، موج اول نوسازی ماشینهای بافندگی فرش و ارتقای سطح تکنولوژی آنها، آغاز شد. همچنین در اواسط این دهه، برخی از شرکتهای بزرگتر با خرید و راه اندازی ماشین آلات مدرن بافندگی فرش، فاصله تکنولوژی تولید خود با سایر رقبا را به طور چشمگیری افزایش دادند. با آغاز ارائه تسهیلات بانکی زود بازده و سایر تسهیلات از منابع بانکهای دولتی و خصوصی در سالهای میانی دهه 80 شمسی و به بعد، ارتقای تکنولوژی ماشین آلات با سرعت بسیار بالایی رخ داده که میتوان آن را موج دوم بازسازی صنعت فرش ماشینی نامگذاری کرد.

حجم بسیار بالای سرمایه گذاری در بخشهای مختلف صنعت فرش ماشینی و صنایع وابسته (رنگرزی، آهار، ریسندگی، بافندگی، چله پیچی، خدمات الکترونیک، طراحی نقشه و …) به ویژه در منطقه کاشان و آران و بیدگل، به عنوان قطب صنعت فرش ماشینی ایران، تحول چشمگیری در کیفیت و تنوع محصولات تولیدی و صادرات فرش ماشینی ایران به وجود آورد. این تحولات چنان شتابان صورت گرفت، که معادله اختلاف سطح تکنولوژی کارخانجات فرش ماشینی کاشان و آران و بیدگل با سایر استانها، بر عکس شد.

به گونهای که در حال حاضر، با ورود ماشین های بافندگی 1200 شانه، بالاترین سطح تکنولوژی ماشین آلات فرش ماشینی جهان، در این منطقه مشغول به کار است. با تلاش صاحبان سختکوش صنعت فرش ماشینی به ویژه در سالهای تحریم اقتصادی، صادرات فرش ماشینی ایران در سال 99 به حدود 247 میلیون دلار رسید، که نوید بخش امکان تحقق هدف نهایی صنعت فرش ماشینی ایران یعنی صادرات یک میلیارد دلاری در افق 1404 کشور میباشد.

منبع : مجله نساجی کهن

: 113 - : 1400/10/16 - : 962
1400/10/16